برند ن. شناخته شده ن . بیشتر از یه فروشنده دارن. یکی پای صندوق ِ , یکی یا دو تای دیگه هم می چرخن توی فروشگاه . بزرگن. بزرگتر از یه مغازه معمولی البته. چیدمانشون مشخصه. لباس های زنانه یه طرف، مردونه ها یه طرف دیگه. بچگونه هم اگر باشه یه بخش جدا داره. یه موزیک آروم یا معمولا همه پسند که خیلی جیغ نزنه و آرامش فضا رو نگیره هم پخش می شه..فروشنده ها ولی کارمند مسلک اند. بی حوصله اند حتا. گاهی حتا سرشون به یه کار دیگه هم گرمِه . کتاب زبان , امتحان فردا. اینایی که مشغول یه کار دیگه هستند، دخترند معمولا. پسرا پای تلفن اند یا گپ می زنن .کلا ولی کاری به کار مشتری ندارن , مگه این که مشتری سوالی بکنه یا دنبال سایزی بگرده. چونه و تخفیف هم توی کارشون نیست خیلی. امانی فروش اند انگار .واسه همینه که می گن را دستشون نیست ، ساعت کار دارند.
بعضی هاشون خیلی بزرگترند. توی چند طبقه با طبقه بندی جنسیتی و فصلی. بر ِ خیابون اصلی. اینا حتما موقع خرید شماره موبایل می گیرند از مشتری. همین می شه شماره اشتراک. بعد با یه شماره ایرانسل مثلا , خبر حراج ها رو به مشتری می رسونن. گاهی هم اس ام اس می زنن برای طبقه بندی جنسیتی ؛ که یعنی اگر مردی شماره 1 رو سند کن اگر زنی شماره 2 . بعد خبرهای فروش رو بر اساس نیاز مشتری می فرستند. بعضی اوقات که درصد حراج بیشتر از حد انتظار می شه صف صندوق سه چهار دوری می خوره . حتا اگه چیز دندون گیر و مد روزی هم نباشه همین که از یه برند معروف خریده می شه کافیه. واسه همنیه که لباس های خارج از مد و خارج از فصل هم از همین حراج های درصد بالا وارد سبد خرید مشتری می شه.
زن ها مشتری های ردیف اول ان و بعد بچه ها.شب یا شب های آخر حراج که یه چند درصدی به درصد تخفیف اضافه می شه تا انبار خالی تر بشه، دیگه غوغاست. مشتری ها لباس ها رو از دست هم می کشند تا برنده آخرین شب حراج باشن. به آخر شب که نزدیک می شه و چراغ ها کم نورتر می شه و پیجر که هی اعلام می کنه فقط . . . دقیقه تا پایان کار فروشگاه مونده همه سراسیمه می شوند. دنبال سایز می گردند و اتاق پرو خالی. پرو هایی که همه ی این شب ها صف های طولانی داره با یک یا حتا دو فروشنده که نوبت را تنظیم می کنن و لباس های برگشتی رو مرتب. صف هایی که گاه بیشتر از صف صندوق ِ و گاه مشتری رو وسوسه می کنه که بدون پرو به صف صندوق بپیونده تا توی وقت صرفه جویی کنه.
صندوقی که ممکنه دستگاه کارتخوانش کار نکنه و با سیستم ارتباط نگیره و اگه مشتری پول نقد نداشته باشه باید از خریدش صرفنظر کنه چون توی حراج چیزی رو برای کسی هلد نمی کنن. چون سیستم بیعانه توی این روزها تعطیل ِ شاید برای این که نمی تونن روی قول کسی حساب کنن یا که خودشون قولی برای نگهداری امانت بدن. موقع خرید اما اگه مشتری درست دقت نکنه لباسی رو به خونه می بره که زدگی داره یا پارگی حتا. توی اون شلوغی خرید باید حواس مشتری به این هم باشه که شاید اینا مرجوعی های بازارهای کشورهای دیگه ست که در پارتی های یکسره سود وارد بازار حراجی های مارک دار ما شده , اگر که هیجان یا که شهوت خرید اجازه بده البته.
بعضی هاشون خیلی بزرگترند. توی چند طبقه با طبقه بندی جنسیتی و فصلی. بر ِ خیابون اصلی. اینا حتما موقع خرید شماره موبایل می گیرند از مشتری. همین می شه شماره اشتراک. بعد با یه شماره ایرانسل مثلا , خبر حراج ها رو به مشتری می رسونن. گاهی هم اس ام اس می زنن برای طبقه بندی جنسیتی ؛ که یعنی اگر مردی شماره 1 رو سند کن اگر زنی شماره 2 . بعد خبرهای فروش رو بر اساس نیاز مشتری می فرستند. بعضی اوقات که درصد حراج بیشتر از حد انتظار می شه صف صندوق سه چهار دوری می خوره . حتا اگه چیز دندون گیر و مد روزی هم نباشه همین که از یه برند معروف خریده می شه کافیه. واسه همنیه که لباس های خارج از مد و خارج از فصل هم از همین حراج های درصد بالا وارد سبد خرید مشتری می شه.
زن ها مشتری های ردیف اول ان و بعد بچه ها.شب یا شب های آخر حراج که یه چند درصدی به درصد تخفیف اضافه می شه تا انبار خالی تر بشه، دیگه غوغاست. مشتری ها لباس ها رو از دست هم می کشند تا برنده آخرین شب حراج باشن. به آخر شب که نزدیک می شه و چراغ ها کم نورتر می شه و پیجر که هی اعلام می کنه فقط . . . دقیقه تا پایان کار فروشگاه مونده همه سراسیمه می شوند. دنبال سایز می گردند و اتاق پرو خالی. پرو هایی که همه ی این شب ها صف های طولانی داره با یک یا حتا دو فروشنده که نوبت را تنظیم می کنن و لباس های برگشتی رو مرتب. صف هایی که گاه بیشتر از صف صندوق ِ و گاه مشتری رو وسوسه می کنه که بدون پرو به صف صندوق بپیونده تا توی وقت صرفه جویی کنه.
صندوقی که ممکنه دستگاه کارتخوانش کار نکنه و با سیستم ارتباط نگیره و اگه مشتری پول نقد نداشته باشه باید از خریدش صرفنظر کنه چون توی حراج چیزی رو برای کسی هلد نمی کنن. چون سیستم بیعانه توی این روزها تعطیل ِ شاید برای این که نمی تونن روی قول کسی حساب کنن یا که خودشون قولی برای نگهداری امانت بدن. موقع خرید اما اگه مشتری درست دقت نکنه لباسی رو به خونه می بره که زدگی داره یا پارگی حتا. توی اون شلوغی خرید باید حواس مشتری به این هم باشه که شاید اینا مرجوعی های بازارهای کشورهای دیگه ست که در پارتی های یکسره سود وارد بازار حراجی های مارک دار ما شده , اگر که هیجان یا که شهوت خرید اجازه بده البته.